زبــــــــــﺎن و ادﺒــــﯿـــــــــــــــﺎت ﻟـــــــــری
صاعقــه شویی ده حونه زمـ وه در رکـ و رکمـ بی ده پا تا فرق سر لیوه ای دیم پا تشی کــور و کلیز هی می گت تش بو بلیز تش بو بلیز بو بلیز هــا وات بیامـ تا ته خدا هــا بحونمـ موه ای وا نی خدا جاش دونم هــا کجا نی می زنه کس چی مه ناونه خــدا کی می زنه نصمـ شو وختی کــه مــه سردمـ موه وخت جرّ و تاو قی دردمـ موه وختی مه سرتا وه پامـ دی می کنه آسمو سیمـ ســاز چپی می زنه وختی تا ســو یه مجو بارو میا وه مین تَژگا نوه دارو میا وختی ژاری شــونه بی شومـ ســر می که درد دل وا ساقی کــوثر می کــه وختی درویشی می میره بی صدا پرس و پوش گرمـ گرمـ ته خدا هر کــه گوش بیره خدا نی می زنه دل زوین رنگـ وی وی می زنه هی میون وه شون و رون نی خدا هی می گت مرگـ هی خدا مرگـ هی خدا! مر خدا ای شونه زیتر کــل بکه زل ورز افتاو درا مــل مــل بکه شو درازه ای تش کور و کلیز بو بلیز و بو بلیز و بو بلیز یه دفعه سیلی ده سرتا پا مــه کرد تند وریسا دستمنا وا مــه کــرد گت فدای قد و بالات بامـ منی دیر جونت تو ده مه لیوه تری مــر چی مه آواره و بی مسکنی ننگ دوس و خنه زار دشمنی رو منه ول کــو وه حال زار خومـ تا درارم ســر ده کار و بار خومـ وش گتم ای عاشق پاکـ خدا با ثباتی رونق خاکـ خدا تو ده ظاهر لیوه ای جون دلمـ منه بیچاره ده ظاهر عــاقلمـ هنــــــــــــــے ایمرو دلــمـ سیت تنگــ تنگــه ترجمه در ادامه مطلب عــزیزمـ کــه میاے تا چش وه رت بامـ هنایان آو کــنم مــرهمیان بونمـ مــرهــمیا سے درمــون یار تیر هــرده هــنایا پوشنے او پایاشکــه اکــه مــنه نـواے مــننه وایے ســر ره یا دیر دیر میسمـ بیایے بو کــه میایے چش وه رت بسمـ چے کــویے وه هــار دامــونت بسمـ ده او شــویا سیه سیه روزگــار تنگ چے جــو پناهے وا پنت بسمـ اکه منه نواے جـوپنا جونمـ وا گــوشه چشے بکــو درمــونمـ ار بیاے هــمدمـ دل لیومـ باے وا دل اشکست هــم گــریومـ باے چه خــوه بیایے بویے وه همســامـ وا گــریوه بسے ده بعضے بیتیامـ کــوچکله کــوچکله سفریکــه ناز بیا بو میمونمـ کــوچکلــه شــیراز ترجمه در ادامه مطلب دلـ ــم شـ ــو وا غمـ ــت غـ ــاپوره مے کـ ــه هنای ســـرد دنگ ملیچه اشنفتن نـــاره ده مین آسمونے که ســـرگـــر پرواز مے که ده هیچ پرپریکے ، حس پرّســـن ناره دسیا نجیب بوســـو ، خیلے وخته حالیه ده مین گلـــدو ، گـــل کـــاغذے چیدن ناره تونه خدا بل تا باد بیا تا تموم دنیا زیر و رے با قلب آهنیت ، ده تالاپ تـــولـــوپ تپیدن ناره خیلی وخته ، قصه اسب اسپے، کهنه بیه وختی کـــه آخـــر جـــده رسسن ناره! نقض قانون آدمیا گپ جُــــرمه ، عـــزیزم چشیات واز نـــکو ، ایچه هیچ چــے سیل کردن نـــاره ﮔـ ـانگـ ـﻠـ ـوس ۲۵/۰۱/۱۳۹۱ ترجمه در ادامه مطلب خداحافظ گـــل لادن،تمـــومـ عـــاشقیات باختن سیل کـــو گریوه یامـ ده عشق، چـــه زندوني که سیمـ ساختن خداحافظ گـــل سوره ، گـــل تنیای بي حونه لاوه لاوه سر و سردت،خاوی وه ری چشیام نمي شـــونه يكي وا چشیا نازش دل کوچکلمـــه لرزن يكي وا دس ناپاكش گلیا باغچمـــه سوزن مین اي شویا تو در تو ، خداحافظ گـــل شوبو هنی آوار تنیايي داره مـــي واره ده هـــر ســـو خداحافظ گـــل مريمـ، گـــل مظلومـ پر دردمـ نیی وا اي لـــش زخمي وه آغوش تو ورگردمـ نیی تا بغض چشیاته وه خـــاو قصه بسپارمـ ده اي فصل سكوت شـــو غمـ بارونه وردارمـ ناوني کـــه چه دلتنگمـ ده اي خاو زمسوني تو كه بيدار بيداري، سیمـ نمویی که چی دوني؟ ده اي روياي ســـر در گمـ، خداحافظ گـــل گنمـ. تو همـ بازيچه اي بی ، ده دس سرد اي مردمـ خداحافظ گل لادن،تمومـ عاشقیات باختن..... ﮔـ ـانگـ ـﻠـ ـوس ۲۰/۰۱/۱۳۹۱ که مـــوه که باز بیایی و تق تق کلور در حونمون وه هنا دراری! حونمو هنی بوی تونه میه هنی وختی کـــه بوی هناســه گرمت پتمـ نوازش میکــه اســر غم ده چشیام چی تاف سرازیر موه! ناونمـ چت بی؟ امــا ینه وت بومـ مــه نمی تونم چنو که تو منه ده ویر بردی ده ویر بورمت آخه دس خومـ نی دس دلمــه! آخه بن دلم سیت برســه! چن کوه تنگوو تش افتایه ده کلمـ که ار سد دز هم بتوقه بلیزم کور نموه و تا ابد... کتلمـ دی میکــه! میهاسمـ نومت گل بنیمـ ترسسمـ پژمرده بای میهاسمـ نومت خورشید بنیمـ ترسسمـ غروب بکی نومت نیام وه هناسمـ که ار نویی مــه هم نومـ! ساعتیا بی نومـ تو سیه پریسک وار ده جلو چشیامـ رد مون آه! بی تو منی زمی و زمو وام گل یا پوچ بازی میکــه! او ناره رو! ولی همیشــه ینه وه ویرت بمونــه سیل کسی نکی که دلش بلرزه! چون دنیا ارزش ناره رو! دینمـ ده گردنت... رو... ولی ده خدا میهامـ که هرجا هیسی آسمونت کیو با... ﮔـ ـانگـ ـﻠـ ـوس ۱۴/۰۱/۱۳۹۱ حلقمـ و ساز منی نالـــه آواز منی رفیق خاص فـــره نالـــه و همراز منی تیر عشقت وه دلمـ شـــوری و شوقی نشنه سیل چشیات منه وه ای روز کشنه آتشی سورمه ده چش؛ چش تـــو بی سورمه خـــوه افتاو لـــو بونت هرگز؛ زرده خنت خـــوه تیر عشقت وه دلمـ شوری و شوقی نشنه سیل چشیـــات منـــه وه ای روز کشنه -------------------------------------------------------------------------- حلقه و ساز منی و ناله آواز منی دوست بسیار خوب ناله و رازدار منی تیر عشقت به دلم شور و شوقی نشانده است نگاه چشمانت مرا به این روز انداخته است سورمه چشمانت آتشین است ولی چشمان تو بدون سرمه زیباتر است هرگز آفتاب لب بامت غروب نکند چون نیشخندهایت هم زیباست تیر عشقت به دلم شور و شوقی نشانده است نگاه چشمانت مرا به این روز انداخته است
پانوشت: وا کل دنیـــا عـــوض نمی کـــمـ یـــه بدسکـ ده خاکـ اندیمشکـ ... ساربونــه وه کجا بوری ستینـــم؟ دوسکــــه بالابلنـد فقیرنشینــــم بی خور دین و دلــم برده وه تاراج وه! که عشقش چی اجل هــه ده کمینــمـ سرد و سرمــا وه زمســو یخبنونــه نــه تونــم بفتم وه ره نــه بنشینــمـ برفکــــه گـلیش گـلیش داره مواره ساربــونــه رحــم بکو مــه پاپتینــمـ! بارالها خــوت دونی ده تــو عشقش هــای! برف دنیان آو می که چــش درینــم هــای! قاصدی خــور کنیت دو مــال هاری سیش بیاریت شنگـ قطــار و اسب زینــمـ خاکـ و تــوز بونــه وه ره چی بادلیلــه تخومــه بوره سی دوسکــه نازنینــمـ وش بــوه زیتر بیا جــو بی غنیومـ بی کس و بی مونس و بی همنشینــمـ ............................................................................ ای ساربان ستون مرا به کجا می بری؟ دوست بلند قد و فقیرنشینم بدون اجازه دین و دل مرا به تاراج برده است وای! که عشقش مانند اجل در کمینم است سرد است و سرمای زمستان و یخبندان نه می توانم که عازم سفر شوم و نه طاقت نشستن در خانه را دارم برف دانه دانه می بارد ای ساربان به من رحم کن چون کفش ندارم ای خداخودت از تب عشقش خبر داری! چشم امید من برف دنیا را ذوب می کند قاصدی را از روستای پایین خبر کنید و برایش نوار گلوله و اسب زین شده ام را بفرستید گرد و خاک به راه می اندازد مانند گردباد! به گمانم می خواهد آن را برای دوست نازنینم ببرد و به او بگوید که زودتر بیاید چون جانم به لبم رسیده و بی کس و بی مونس و بی همنشین هستم دلمــ سی دوس دیری بـــی قراره ************************** شـــــو و روزمــ ســراســر انتظــاره ************************** دعــــا می کمــ کــــه تــا زیتر بمیرم ************************** کــــه دونــــمــ درد دیری چــاره نـــاره
دلم برای دوست دورم بی قراره شب و روزم سراسر انتظاره دعا می کنم که هرچه زودتر بمیرم چون می دانم که درد دوری چاره نداره چش سیه آهو قدی هام ده کمینت مردمه سی داروغه ملک زمینت ***************************** چشیاکه ناز و مستت کرده اسیرم قاتلم ناز تونه هر وقت بمیرم ***************************** چش میارم چش مورم دوس نیه دیارش دس ده دنیا ششتمه هام ده خیالش زال اوما سیمرن برّی Zal ouma Seymaran borri معنی لغوی این ضرب المثل قدیمی لری بدین معنی است: زال آمد و سیمره را برید! رودخانه زال از منطقه بالاگریوه لرستان سرچشمه گرفته و مرز بین شهرستانهای پلدختر و اندیمشک محسوب می شود و آب آن به رنگ سبز است که نام آن با نام آزادراه خرم آباد-پل زال (خرم زال) اجین شده است. این رود در منطقه ای به نام دُمشا به رودخانه بزرگ سیمره می ریزد و علی رغم اینکه حجم دبی آب آن بسیار کمتر از سیمره است ولی تا چندین کیلومتر آب رودخانه سیمره را به رنگ سبز در می آورد. بنابراین امروزه وقتی که چیز کوچکی بر چیز بزرگی غلبه می کند مردم لر زبان این مثل را به کار می برند: <زال اوما سیمرن بری>زال آمد و سیمره را برید! تونــــه می نویســــم مین تنگه دســـم تونــــه می نویســــم ده چالی او برزی ده کو او بیابـــو وه هرجا برســـم ده بینه ده نوینـــه ده خاو او بیاری اگر پا پیا بـــام یا ده زیر پام با اُزین طلایی مینه نوسواری وه هر جا که ســـوزه وه هر جا رنگینه که زور دار رمنه تونــــه می نویســــم وه ری بال پرواز وه ری اوج آواز
تو را می نویسم بر روی سنگ،بر روی چوب بر روی کف دستم تو را می نویسم در گودی و بلندی در کوه و بیابان به هر جا که برسم تو را می نویسم از رفته و مانده از دیده و ندیده در خواب و بیداری تو را می نویسم اگر پای پیاده باشم یا زیر پایم زین طلایی نو سواری تو را می نویسم در هر جایی که سبز است در هر جایی که رنگین است بر روی بازوی پهلوانی که دلش جنبیده است و سایه اش سنگین است که فرد پرزوری را زمین زده است و پهلویش آهنین است تو را می نویسم بر هرجا که پاک است و هرجا که سفید است بر روی زین اسبی که سوارش در سفر است بر روی بال پرواز و بر روی اوج آواز و آنجا که دست نهان را باز می کند تو را می نویسم نتایج نهایی انتخابات مجلس ۹۰ در حوزه انتخابیه اندیمشک کل آرا ماخوذه: ۱۰۱۰۶۳ رای ۱-سردار حاج صید عیسی دارایی ۶۳۲۱۱ رای ۲-فریدون حسنوند ۲۸۴۸۸ رای ۳-سید رضا موسوی ۷۰۱۸ رای ۴-نسرین بهاروند ۳۱۲ رای ۵-علی زمانی ۲۸ رای ۶-عبدالحسین ملکی نژاد ۱۹ رای بیوگرافی سردار حاج صید عیسی دارایی فروردین ماه سال ۱۳۴۲ در روستای پاپی کمپ سد دز و در خانواده ای ساده دیده به جهان گشود و در گهواره ی مادری پر مهر و محبت همچو سایر مادران این مرز بوم پرورش یافت تا بنابر فرموده امام خمینی (ره) که در همان سال در تبعید به سر می برند و در جواب دولت وقت فرمودند سربازان من در گهواره هستند در جوانی یکی از سربازان ایشان شوند . مقطع دبستان و راهنمایی را در سد دز به پایان رسانید و مصادف با شکل گیری انقلاب اسلامی برای ادامه تحصیل به شهرستان اندیمشک مراجعه کرد ، علی الرغم مشقت ها و رنج های بسیار و شرکت فعال در کمیته ی تظاهرات و راهپیمایی ها موفق به مدرک دیپلم گردید . سه ماه از شروع جنگ تحمیلی می گذشت که ایشان وارد عرصه جنگ شد و تا پایان جنگ حضور فعال و چشمگیر داشت ، در تاریخ ۱۱/۱۱/۶۶ زمانی که برای شناسایی شهر علی غربی عراق واقع در استان کوت عازم ماموریت شد ، پس از درگیری شدید بین نیروهای ایرانی و عراقی در حالی که به شدت مجروح شده بود به اسارت نیروهای عراقی در آمد و پس از تحمل ۳۲ ماه اسارت در تاریخ ۷/۹/۶۹ با سرفرازی به آغوش میهن اسلامی باز گشت . در سال ۱۳۷۲ در رکاب هم رزم شهیدش سردار احمد کاظمی و جمعی از رزمندگان غیور منطقه کردستان را از لوث وجود حزب دمکرات پاکسازی کرد. با پایان یافتن جنگ ، سردار خستگی ناپذیر عرصه های جهاد ، قدم در راه حفظ امنیت و نظم جامعه نهاد و فرماندهی انتظامی استان های کردستان ، کرمان و خوزستان را عهده دار شد . در اندیشه سردار دارایی ، هرگزمال اندوزی و جمع آوری ثروت جایی نداشته ، او تمام توانا و نیروی خود را صرف خدمت به کشور و تامین امنیت مناطق تحت فرماندهی اش کرده است . بقیه در ادامه مطلب بیتی زیبایی از میرنوروز شاعر فقید لر (۱۰۷۷ - ۱۱۶۳ ه.ق): ار بمیرم عشق پاکــــم اوچنونــــه خاک قــــورم سورمــــه چش دخترونــــه ................................................... اگر بمیرم عشق پاکم اینچنین است خاک قبرم توتیای چشم دختران است این بیت در برداشت اول شعری ساده و نه چندان با ارزش معنایی جلوه می کند ولی وقتی که این بیت را با یکی از ابیات خواجه حافظ شیرازی قیاس کنیم می توانیم به عمق معنایی آن پی ببریم: بر سر تربت ما چون گذری همت خواه که زیارتگه رندان جهان خواهد بود . . مردم لر تبار درباره خاک قبر میرنوروز اعتقاد دارند که خاک مزار وی آنچنان گیرایی و وابستگی بوجود می آورد که اگر کسی اندکی از خاک مزار وی به همراه داشته باشد گویی مهره مار به همرا دارد! متاسفانه در چند سال گذشته و طی ناآگاهی و برخی غرض ورزی های برادران دینی در شهر دهلران رودخانه آبگرم این شهر واقع در منطقه سید شرف الدین را از روی مزار وی گذراندند تا اثری از مقبره بزرگترین شاعر لر باقی نماند ولی غافل از اینکه یاد و نام بزرگان هر سرزمین بر قلب مردم آن دیار حک می شود نه بر زمین خاکی!
پانوشت: این روزها به لطف انتخابات مجلس شورای اسلامی می توان موسیقی لری رو در تمام کوی برزن شهر اندیمشک شنید و بهتر از اون میشه خط و تحریر زبان لری رو هم بر روی بنرهای تبلیغاتی مشاهده کرد. طرفدارهای نماینده دوره گذشته می نویسند: هم خوشه! (دوباره هم خودشه) و طرفدارهای کاندیدای جدید می نویسند: ده خوش نیه ده خومونیم! (دیگه خودش نیست؛دیگه خودمونیم!)... امیدوارم از موسیقی و خط و زبان لری فقط به استفاده ابزاری برای پیش برد اهداف کاندیدا ها بدل نشه و استفاده همه جانبه به خودش بگیره... استاد ایرج رحمانپور تــــو کـــه اومای آو گُشس ده چــش چشمه تــــو کلیل زالنه اُوریانه داری تو که آمدی آب چشمه ساران جاری شد با خنده ات تمام درختان پر از گلهای رنگارنگ شدند تو کلید دستبند ابرها را داری تو می توانی زمین تشنه را سیراب کنی تو از خواب کودکان معصوم خبر داری تو مسیر کوچ پرستو ها را بلدی حتی شاخه خشک شده درخت هم اسم تو را می داند پرنده بی آشیان میان دستان تو لانه می سازد برگ گل راز تو را در دامانش دارد تعقیب کنندگان در منزلگاه قدیمی رد ما را زده اند تابستان در زیر سایه ات می خوابد تو می توانی برف های پشت به آفتاب را آب کنی صدای شر شر آب نوشیدنت عتش تشنه را فرو می نشاند . . . سرزمینم، سرزمینم!، کُت کُته انونشینم چی کویا با،زخمی اما سر وه بالا چی دنا افتو بییر بهر کو وه یارو چی گهر بسپار وه خاطر شرّه بارو چی گرین طاقت بیار برف نثارو چی کَور بو وه پناه بچه میارو سرزمینم، سرزمینم.. چی بلی با، کُت کُته انو نشینم چمته ره ون د شوگار، تش تژگا حونه یا ژار سا خسه شکتی گایار، ترم ریا دیر بیمار یار دیر سُفره حالی سال نوار رمرمه رامشگرونه سینه بلگ پنجه بارو دار صد جا بُرسم هم میکه وا نو باد دورو میزنش وه برزی آسو سرزمینم، سرزمینم، کُت کُته انونشینم خورموه خرم موه یه روزگاری دل ایلام شاد موه وا نو بهاری کو الون آو میکه برفیا نثاری کل شادی میزنن ده بختیاری سرزمینم سرزمینم تکه پاره شوی غمگین نمی شینم چون بلوط باش! تکه پاره شوی غمگین نمی شینم چون بلوط باش صدای باریدن باران روی برگ درخت مانند صدای گوش نواز شیشه گری است باد دوران می وزد از قله کوه خرم آباد خرم می شود روزگاری دل ایلام با بهاری تازه شاد می شود کوه الوند برف های پشت به آفتاب را آب خواهد کرد و هلهله شادی سر می دهند در سرزمین بختیاری سلیمان میرزاپور متن آهنگ زیبای دوس گرمسیری (دوست قشلاقی) از خواننده شهیر لر استاد فرج علیپور البته لینک دانلود این آهنگ فوق العاده زیبا رو هم براتون گذاشتم امیدوارم که خوشتون بیاد. ایل مال دوس بار کرد و رت رت وه گرمسیر بیمه چی اشکال تیر هرده ده جو بیمه سیر اکه دوس گرمسیری اَ خدا نکه بمیری ده خدا میهام که نفته مینه منو تو وه دیری چی پلنگ پیری افتامه پایام ده زنجیر منمه ده زیر بار غم چی برد پاپیل اکه دوس گرمسیری اَ خدا نکه بمیری ده خدا میهام که نفته مینه منو تو وه دیری کی موه بهار بیا ده ره بیا گلونه چش وه ره بشینم وه تما وه در حونه اکه دوس گرمسیری اَ خدا نکه بمیری ده خدا میهام که نفته مینه منو تو وه دیری کی موه که دوسکم بیا روم وه پیشواز هفت شو و هفت روز ساز و دهل پف بکم ده ساز اکه دوس گرمسیری اَ خدا نکه بمیری ده خدا میهام که نفته مینه منو تو وه دیری ایل دوست و معشوق من بار و بندیلش را بست و به قشلاق رفت من اما مانند آهوی تیر خورده ای شده ام و از جان خود بیزارم آهای دوست قشلاقی من! خدا نکند که هرگز بمیری از خداوند می خواهم که بین من و تو را دوری نیندازد مانند پلنگ پیری به زمین افتاده ام و پاهایم در زنجیر زیر بار غم مانده ام مانند سنگ پای پل آهای دوست قشلاقی من! خدا نکند که هرگز بمیری از خداوند می خواهم که بین من و تو را دوری نیندازد کی می شود که بهار از راه برسد و عشایر بازگردند و من چشم انتظار به در خانه مان چشم بدوزم آهای دوست قشلاقی من! خدا نکند که هرگز بمیری از خداوند می خواهم که بین من و تو را دوری نیندازد کی می شود که دوست عزیز من بیاید و من به پیشوازش بروم و هفت شبانه روز به افتخارش ساز و دهل نواخته و هلهله کنم
دانلود آهنگ دوس گرمسیری-فرج علیپور اندیمشک - میدان آزادی میشه ازتون خواهش کنم به لینک زیر برین و به شهر من اندیمشک رای بدین؟ http://www.whatpopular.com/Andimeshk اندیمشک که دگرگون شده «اندا مش» است در کنار خرابههای شهر قدیم «لور» و «اری ترین» ساخته شده است. لور شهری آباد و بزرگ بوده است که به گفته برخی از مورخین واژه لر نیز از همین نام گرفته شده است زمانی که شهر لور به دلیل زلزله یا سیل ویران می شود مردمان آن سرزمین به مناطق شمالی تر کوچ کرده و نام لورستان (لرستان) را بر سرزمین جدید خود می نهند.اندیمشک شمالی ترین شهر استان خوزستان می باشد و طول جغرافیایی آن در شمال ۴۸ درجه و ۲۲ دقیقه خاوری نسبت به نصف النهار گرینویچ و عرض آن ۳۲ درجه و ۲۹ دقیقه شمالی نسبت به اخط استوا و مسافت ۷۳۰ کیلومتر جاده آسفالته تا تهران است. آب و هوای اندیمشک در تابستان گرم و مرطوب (نمناک) در زمستان سرد و خشک، دمای هوای آن در بالاترین روزهای گرم ۵۵ درجه بالای صفر و در پایینترین درجه روزهای سرد ۳ درجه زیر صفر میباشد.اندیمشک از شمال به استان لرستان و شهرستان پلدختر از غرب به استان ایلام و شهرستان دهلران از جنوب به شهرستان شوش دانیال و از شرق و جنوب شرق به شهر دزفول محدود می شود. جمعیت اندیمشک بالغ بر ۲۳۰ هزار نفر می باشد که از لحاظ جمعیت چهارمین شهر استان بوده که عمده مردم این شهر از قوم لر بوده و عمدتا به زبان لری تکلم می نمایند. طوایف اندیمشک عمدتا از ایل بالاگریوه بوده که می توان به ایلات و طوایف قلاوند-دریکوند-پاپی-بهاروند-نجف وند-سگوند-میرزاوند-یاقوند-رشنو-کوشکی-میر-شهاوند-بیرانوند-شلووند-ماکنالی-شیخ-جودکی-عبدولی-ساکی و... اشاره کرد.حوزه استحفاضیه ورودی شمال اندیمشک از مرز لرستان روستای پل زال با فاصله ۵۰ کیلومتری از مرکز شهر و در جنوب به سمت شوش محدود به شهرک شهید مدنی با فاصله ۲۰ کیلومتری از مرکز شهر می باشد. بقیه در ادامه مطلب ده قـــلا کرده وه در شمشیر وه دســــش چـــی طـــلا بــــرق می زنه لغوم اسبش دایــــه دایــــه وقت جنگه قطارکـــه بالا ســـرم پـــرش ده شنگه موتورچی یـــواش بـــرو دالکم بینم شیرش حلال بکه بلکه بمیرم نازیه تو سیـــه بکـــو جومـــه ورتـــه گـــیر کـــرده ده قورســـو شیر نرتـــه
از قلعه بیرون آمـــده شمشیر بـــه دست مانند طلا بـــرق می زند لگـــام اسبش مادر! مادر! زمـــان جنگ است قـــطار گلوله ام پـــر از فشنگ است ای راننده! یـــواش بـــران تا مادرم را ببینم تا شیرش را حلالم کند چون ممکن است بمیرم ای معشوقه مـــن لباس سیاه بـــر تـــن کـــن شیر نـــر تـــو در گورستان گیر کـــرده است دروزه و پروزه درو در زبان لری به معنی دروغ و دروزه به معنی دروغگو و همچنین پروزه به معنی شخصی است که دروغهای شخص دروغگو را توجیه و لاپوشانی میکند. البته پرو (parru) در زبان لری به معنی پارچه است و پروزه در لغت به معنی وصله گر است. افرادی که به دروغگویی عادت دارند برای اینکه دروغ خود را راست جلوه بدهند دست نیاز به طرف دروغگوی دیگری دراز می کنند تا اگر دروغی گفتند دیگری آن را توجیه کند. گویند شخصی دروغگو در جمعی نشسته بود.سر صحبت را باز کرده و گفت: چند روز پیش در آسمان خرگوشی را دیدم که پرواز می کرد! تمام حضار انگشت به دهان و هاج و واج به او نگاه کرده و گفتند: اینطور چیزی امکان ندارد چطور ممکن است خرگوش پرواز کند. شخص دروغگو که چیزی نمانده بود دستش رو شود نگاهی ملتمسانه به دوستش کرده تا دروغش را لاپوشانی کند. ناگهان دوستش با صدای بلند گفت: ای مردم! من هم آنجا بودم و آن صحنه را دیدم ولی فکر کنم عقابی خرگوش را شکار کرده و به آسمان برده و به هر دلیلی آن را رها کرده و هر کسی که آن صحنه را می دید فکر می کرد که آن خرگوش پرواز می کند. و با این تدبیر دروغ دوستش را پرو کرد! چند وقت پیش بر حسب یه ماموریت کاری به یکی از روستاهای دور افتاده اندیمشک رفتیم. قرار بود که اونجا یه مخزن بتنی ذخیره آب آشامیدنی ساخته بشه. همینطور که داشتم با پیمانکار و یکی از همکاران صحبت می کردم چشمم به یه پارچه رنگارنگ که به یه صخره آویزون شده بود افتاد. خطاب به همکارمون که سن و سال زیادی داشت و حدود ۶۰ سالش بود گفتم فلانی می دونی اون پارچه چیه؟ بنده خدا گفت نه. گفتم ولی من می دونم. گفت خب چیه؟ گفتم دی جومه. بنده خدا که تازه دوزاریش افتاده بود گفت والا من که سالیان سال توی عشایر زندگی کردم یادم رفته بود که این چیه ولی تو خوب فهمیدی. خلاصه رفتم بالای کوه و عکس بالا رو ازش گرفتم.
دی جومه از پارچه ای سفید تشکیل شده که تکه پارچه های زیادی با رنگ های مختلف به آن دوخته می شود. سپس آن را به صخره و سنگی روی دامنه کوه و یا روی سنگ و یا درختچه ای کنار چشمه آب پهن می کنند. کبک ها که این پارچه رنگارنگ را دوست دارند به طرف آن جذب شده و این فرصت را به شکارچیان می دهند تا به آسانی آن ها را شکار کنند. بریژه بریژه در زبان لری به معنی سقز یا آدامس است که از صمغ درخت کلنگ (وَن) بدست می آید. بریژه را در اواخر فصل بهار از درخت های ون زاگرس استخراج می کنند. برای بدست آوردن آن ابتدا با تیشه ضربه ای به تنه درخت می زنند به طوری که شیاری بر تنه درخت ایجاد شود سپس با گل رس کاسه ای نیمدایره ای درست می کنند و به تنه درخت و زیر شیار می چسبانند تا شیره ای که از تنه درخت خارج شده از شیارایجاد شده به درون کاسه گلی بریزد. چند روز بعد به سراغ این کاسه ها پر از شیره رفته و آنها را از تنه درخت جدا می کنند و برای درمان برخی بیماری ها مانند ضرب دیدگی،جراحات و درمان زخم ها، دندان درد و... از آن استفاده می کنند. همچنین بدلیل بوی خوش بریژه از آن به عنوان آدامس و برای خوشبو کردن دهان و یا تهیه کردن اسانس های خوشبو استفاده می شود. همچنین بریژه را می توان مانند اسپند برای خوشبو کردن فضای خانه و دفع ویروس ها و بیماری ها و به قول مردمان لر برای دور کردن اجنه خبیث دود کرد. چــرچی در زبــــان لـــری به دستفروشـــان یا دوره گـــردان چِــرچی مـــی گویند. پیش از این در مـــناطق لـــرنشین جاده و خودرو وجود نداشت و زندگی همه ایــــلات و عشـــــایر در سختی و تنگنا می گذشت. روش های داد و ستد کاملا سنتی بود و تهیه کردن ارزاق عمومی نیز مشکل بود. در اغلب منــــاطق لـــرنشین اشخاصی وجود دارند که هنوز هم به همان شیـــوه سنتی و به دور از هیاهــــوی شهرنشینی زندگی می کنند. این روش زندگی بیشتر در میان عشــــایر کوچ رو جــــریان دارد. اشخاصی وجود دارند که مـــایحتاج روزمـــره و مورد نیاز مردم از قبیل: قند و چای و برنج و نخ و قرقره و سوزن و مواد شوینده و انواع ظروف و قرص های مسکن را به مـــناطق کـــوهستانی برده و به مشتریان خود به صورت نقد و یا به صورت کالا به کالا معاوضـــه می کنند. مثلا به جای قند و چای از عشایـــر کشک و روغن و پشم می گیرند. بسیاری از چـــرچی ها از بضاعت کافی برخوردار نیستند و تمام کالای خود را در یک زنبیل جای داده و پیاده به میان عشایر می برند و می فروشند. هرگاه چرچی ها به نزدیکی آبادی می رسند جار می زنند: آی دخـــترو همه چــی وه کُل چــی... یعنی اینکه: آهــــای دخـــتران همه چیز دارم و با هر چیزی معاوضه می کنم. یه ضرب المثل لری میگه: دنیا کس ده کُرنگ کس نمی هیسه معنی لغوی این ضرب المثل اینه که گله هیچ کس در طویله کس دیگری نمی ماند. و مفهومش اینه که مال دزدی به دزد وفا نمی کنه و بالاخره به صاحبش بر می گرده. شاید نزدیکترین ضرب المثل فارسی به این ضرب المثل این باشه که میگه: ماه پشت ابر نمی مونه!
من از این جهت این مثل رو انتخاب کردم که تمام کلماتش لری هستند و حتی یک کلمه فارسی هم نداره وا تــو چــــی تیـــــرم بـــــــی تــــــــو کمــــونم مــــر وا خیالت زنـه بمـــونم باز شـــکـــاری دو کمر غــــــار بیمه اسیرت چی کوک کوهسـار مـــــــرغ دل مــــه ده کنج ســــــینه هــــــه چـــــــش وه رتـــــــه تونه بیینه تـــــــو چلچراغی ســـــی شــــــــــو تارم بـــــــی تـــــــو زمســـــو وا تـــــو بهـــــــارم هـــــــه گل باغی ســـــی کی مــــــر یـاغـی؟ مـــه ســی تو داغــــم! تــو ســی کـــی داغــی؟ مروژ یا مریژ در زبان لری به معنی مورچه است و مروژ بالدار به معنی مورچه بالدار. مردمان لر عقیده دارند که وقتی بارانی طولانی در اوایل فصول بارندگی به پایان می رسد مورچه ها بال در می آورند و شروع به پرواز می کنند که البته پس از چند ساعت می میرند. این مثل را وقتی بکار می برند که آدم دچار خود بزرگ بینی شود و به دیگران فخر بفروشد و می گویند " مروژ که بها بمیره بال در میاره " یعنی: مورچه که بخواهد بمیرد بال در می آورد. شب یلدا از کهن ترین رسوم ایرانی بوده که بنابر یک سنت دیرینه آیین مهر شاهان ایرانی در روز اول دیماه تاج و تخت شاهی را بر زمین میگذاشتند و با جامهای سپید به صحرا میرفتند و بر فرشی سپید مینشستند. دربانها و نگهبانان کاخ شاهی و همهٔ بردهها و خدمتکاران در سطح شهر آزاد شده و بهسان دیگران زندگی میکردند. رئیس و مرئوس، پادشاه و آحاد مردم همگی یکسان بودند. مردمان لر این شب را به نام * اول قهاره * می شناسند. در این شب لر زبانان به خانه اقوام و خویشان رفته و صله رحم به جا می آورند و شو نشینی (شب نشینی) آنان تا سحرگاهان ادامه دارد. رسم است که در این شب ضمن شاهنامه خوانی توسط بزرگان نوعی نان مخصوص به نام گرده پخت می شود. نحوه پختن گرده بدین صورت است که آرد را خمیر کرده و کاملا ورز می دهند سپس زیره،رازیانه و و مقدار کمی شیره انگور به آن اضافه کرده و دوباره ورز می دهند سپس مُهره ای (گژک) به خمیر اضافه کرده و خمیر را بصورت ضخیم پهن کرده و درون منقل گداشته و روی آن را با زغال داغ و خاکستر می پوشانند. در نهایت موقع تقسیم گرده،مهره نسیب هر کسی که باشد بخت و طالع او بلند است.
دانلود ترانه زیبای لری به نام اول قهاره با صدای آشنای موسیقی لری استاد فرج علیپور اول قهاره تو مارک با دانلود آهنگ لری زیبا با صدای خانم پارمیدا نظری توی این آهنگ می تونید اوج لطافت زبان لری رو به عینه لمس کنید
بــرچسبهــا: گانگلوس, شعر لری, لرستان, لر, اندیمشک
:ادامه مطلب:![]()

ســـــــــــــــرمـ گیج و بساطــمـ لنگــ لنگــه
خــــــــــــــدا دونه ، خوت هــم دونی عــزیزے
کــــــــــــــه هــروقت مینمت دنیامـ قشنگــه
بــرچسبهــا: شعر لری, گانگلوس, لرستان, اندیمشک, مروژ
:ادامه مطلب:![]()

بــرچسبهــا: شعر لری, لر, اندیمشک, لرستان, گانگلوس
:ادامه مطلب:![]()

مے شینه چــ ـی غریوے هــ ـوره مے کـ ــه
تش عشقــ ــت چنو تاو ون ده جـ ــونـ ــم
اسر گـ ــرگـ ــر مـ ــنن پاشـ ــوره مے کـ ــه
بــرچسبهــا: شعر لری, اندیمشک, لرستان, لر, مروژ
:ادامه مطلب:![]()

بــرچسبهــا: شعر لری, لر, لرستان, مروژ, اندیمشک
:ادامه مطلب:![]()

بــرچسبهــا: شعر لری, اندیمشک, گانگلوس, مروژ, لرستان![]()

بــرچسبهــا: شعر لری, اندیمشک, لرستان, گانگلوس, لر![]()

بــرچسبهــا: اندیمشک, لرستان, شعر لری, لر, مروژ![]()

بــرچسبهــا: اندیمشک, لرستان, لر, زبان لری, گانگلوس![]()

بــرچسبهــا: اندیمشک, لرستان, گانگلوس, merooj![]()

بــرچسبهــا: اندیمشک, مروژ, گانگلوس, لرستان, merooj![]()

بــرچسبهــا: اندیمشک, لرستان, لر, زبان لری, ضرب المثل لری![]()

وه ری سنگ وه ری چـــو
تونــــه می نویســــم
ده رته ده منـــه
تونــــه می نویســــم
تونــــه می نویســــم
وه ری بازو او یل که سر دل جمنه
که سایه ش سنگینه
لارش آهنینه
وه هر جا که پاکه او هر جا سفیده
وه ری پشنی اسبی که حوگه سوارش سفر امیده
وه اوچه که دس درینه میکه واز
تونــــه می نویســــم
بــرچسبهــا: اندیمشک, لرستان, لر, گانگلوس, merooj![]()

بــرچسبهــا: گانگلوس, اندیمشک, مروج, merooj
:ادامه مطلب:![]()

بــرچسبهــا: گانگلوس, اندیمشک, لرستان, merooj![]()

خنسی دار پُر ده گــــل پاپیچ بیه ده رنگ و رشمــــه
تــــو تــــونی داغ ده دل زمی دراری
تــــو خور داری ده خاو بچه ساویا
تــــو بللی تور کوچ سیه پریسکیا
تــــل حُشک سر دار نومت دونه
مل بی لیز مین مُشتت میکه لونه
برگ گل راز تــــونه داره ده دامـــو
پی زنو دینه ده مالگه تــــور پــــامـــو
تاوسو ده زیر سایت می کنه خـــاو
تــــو تــــونی برف نساره بکنی آو
گر گر آوت تش تشنه می نشونه
لاوه لاوه داره بیمار می لاونه
ســـو سحر ده شـــوق تــــو خـــروس موهونه
لاو لاوه داره بیمار می لاونه
ایــــل و بار وا میل مالگت ایــــل می رونه
لالایی های تو برای بیماران آرامش بخش است
سحرگاهان خروس ها به شوق تو آواز می خوانند
لالایی های تو برای بیماران آرامش بخش است
مردم ایل به امید رسیدن به منزلگاه تو کوچ می کنند
بــرچسبهــا: گانگلوس, اندیمشک, لرستان, merooj![]()

مانند کوهها باش، زخمی اما سربلند!
مانند کوه دنا آفتاب را بگیر و آن را بین یاران تقسیم کن
مانند دریاچه گهر به خاطرت بسپار صدای شُر شُر باران را
مانند کوه گرین طاقت کن بر برفهایی که پشت به آفتاب هستند
مانند کبیرکوه پناهی برای زنان نازا باش
سرزمینم، سرزمینم ...
مشعل راه شبگردهای گمگشته باش
و آتش آتشگاه خانه مسکین ها
سایه بلندی برای خستگی دهقانی که شخم می زند باش
دوست قدیمی سفره های خالی سالهای بی باران باش
درخت صد جا بریده ام دوباره سبز می شود
بــرچسبهــا: اندیمشک, لرستان, گانگلوس, merooj![]()

بــرچسبهــا: گانگلوس, دانلود آهنگ لری, مروج, اندیمشک, merooj![]()

بــرچسبهــا: اندیمشک در سایت آمارگیر whatpopular, گانگلوس, اندیمشک, andimeshk, merooj![]()


بــرچسبهــا: اندیمشک, andimeshk, لرستان, گانگلوس, merooj
:ادامه مطلب:![]()
بــرچسبهــا: اندیمشک, مروژ, گانگلوس, لرستان, merooj![]()

بــرچسبهــا: اندیمشک![]()

بــرچسبهــا: اندیمشک, دی جومه![]()

![]()

بــرچسبهــا: اندیمشک, لرستان, لر, گانگلوس, merooj![]()

بــرچسبهــا: اندیمشک, ضرب المثل لری, زبان لری, لرستان, گانگلوس![]()

بــرچسبهــا: گل باغی, شعر لری, گانگلوس, مروژ, merooj![]()

![]()
![]()
![]()
| قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت |



